مجموعه یادداشت

یادداشتهای معمولی ترین مرد روی زمین

خس و خاشاک

از روزی که این ترکیب واژگانی را از زبان آقای احمدی نژاد شنیده ام حس می کنم در ایران تنها مانده ایم. اینکه رییس دولت کشوری خیزش، مردم کشورش را آشوبگری جمع کوچکی خس و خاشاک بنامد برایم سنگین است. نه روزنامه ای هست که بشود در آن چیزی نوشت و به این بی نزاکتی پاسخی داد و نه امکان آن که بشود وی را بابت این بی حرمتی محاکمه کرد.

درست نمی دانم برایند حسی من در این لحظه به کدام سو است اما اینکه می بینم یک ملت در خانه ی خودش توهین می شنود و کشته می دهد و در یک کلام تنها مانده حس خوبی به من نمی دهد. این که استاد شجریان با صدای لرزان می گوید "صدای من صدای همین خس و خاشاک است و تا زنده ام برای خس و خاشاک خواهم خواند" و استاد ناظری در سکوت اشک می ریزد، نشانه ی خوبی نیست. این تعبیر و ترجمه ی نخبه پروری و نخبه ستایی نیست. نمی دانم تعبیر چیست و تعبیر خودش چیست. 

باشد که همه چیز آرام شود و باد خس و خاشاک را با خودش ببرد؛ یک بار برای همیشه. 

+ پیمان حنیفه ; ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢۸
    پيام هاي ديگران ()