مجموعه یادداشتیادداشتهای معمولی ترین مرد روی زمین |
||
این بهار از پس یک زمستان نه ماهه می آید و گویی باید گرمایش به اندازه ی یک تابستان باشد. این است که طفلک نیامده انبوهی گرما بدهکار است. چنان برایش نقشه کشیده و هارت نموده و پورت نموده ایم که گویی باید بستر رخ دادن یک سده رویداد باشد. آخر انصافآ زمستان مزخرفی بود این فصل زیبای گذشته.
حالا خدا به خیر کند شعله قلم کاری را که آمیخته ای است از صبر و استقامت و مضاعف و سبز و هگزافلوراید اورانیوم و هدفمندسازی گلوله ها و صادرات نسخه ی سعادت و اخیرآ هم ویکتوریا. 89 خورشیدی اگر هم سال مبارکی نباشد بی گمان سال باحالی خواهد بود.